ارشان خان جان هدیه آسمونی
-
تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 3:38
سلام و صد سلام به گل پسرم وهمه همراهان وبلاگیمون مرداد ماهه و تعطیلات تابستانی. خانواده عمو روح الله و عمه زینب برای تعطیلات به تهران اومدن. البته خانواده عمه زینب یک هفته بعد از عمو اینا اومدن. بازار مهمونی و پیک نیک و مسافرت بر پا بود. آقا ابولفضل به همراه حسن البته من انقدر مشغول پذیرایی شدم که
ارشان و کشفیات ریاضی
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 1:57
یکروز که دراز کشیده و مشغول استراحت بودم، خان جان هم با وایت بورد و ماژیک هاش مشغول بود. به من گفت مامان ببین اعداد را نوشتم خیلی جالب و عالی از یک تا ده را به انگلیسی و زیر آنها به فارسی نوشته بود. تشویقش کردم که انقدر با دقت و باهوشه بعد گفت مامان اما بنظرم اینطوری درست تره گفتم چرا اینطوری؟ گ
خان جان و حروف فارسی
-
تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 0:42
من ارشان روز 17 آبان 1390 ساعت 12:20در حالیکه تهران برفی بود به این دنیا پا گذاشتم بابام استاد دانشگاه و مامانم کارمند شرکت خصوصی بود که البته بعد از تولد من خودش را باز خرید کرد تا تمام وقتش در کنارم باشه. بابا و مامان دوست دارند من افتخار خودشون و همه مردم بشم منم تلاشم را انجام میدم تا به یاری خد...
یلدا مبارک
-
تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 0:42
من ارشان روز 17 آبان 1390 ساعت 12:20در حالیکه تهران برفی بود به این دنیا پا گذاشتم بابام استاد دانشگاه و مامانم کارمند شرکت خصوصی بود که البته بعد از تولد من خودش را باز خرید کرد تا تمام وقتش در کنارم باشه. بابا و مامان دوست دارند من افتخار خودشون و همه مردم بشم منم تلاشم را انجام میدم تا به یاری خد...
ارشان در بیمارستان
-
تاریخ: 1395/11/18 ساعت: 22:43
پسر نازنینم پاییز و زمستان خیلی هوای تهران آلوده هست. نزدیک تولدت بود و ما مشغول فکر کردن و برنامه ریزی برای جشن تولدت بودیم که متاسفانه آلودگی هوای تهران کار دستمون داد و تو دچار حمله آسمی یا به اصطلاح عموم خروسک شدی. بابایی اهواز بود. به کمک دایی به بیمارستان رسوندیمت و بلافاصله بهت اکسیژن وصل کرد...
تولدت 5 سالگی ارشان جان
-
تاریخ: 1395/11/18 ساعت: 22:43
پسر عزیزم به این سرعت 5 سال از زندگیت گذشت. به چشم بر هم زدنی. دوست دارم لحظه به لحظه بزرگ شدنت را با تمام وجود حس کنم. سالها به سرعت میگذرند و به امید خدا بزرگ و شکوفا می شوی. امیدوارم اونموقع با خواندن این خاطرات لذت ببری و من هم از یادآوری و دیدنشون بارها و بارها لحظات زیبامون را زندگی کنم. امسال...
تولد محیا گلی
-
تاریخ: 1395/11/18 ساعت: 22:43
من ارشان روز 17 آبان 1390 ساعت 12:20در حالیکه تهران برفی بود به این دنیا پا گذاشتم بابام استاد دانشگاه و مامانم کارمند شرکت خصوصی بود که البته بعد از تولد من خودش را باز خرید کرد تا تمام وقتش در کنارم باشه. بابا و مامان دوست دارند من افتخار خودشون و همه مردم بشم منم تلاشم را انجام میدم تا به یاری خد...
ارشان و خرید برای نی نی
-
تاریخ: 1395/9/19 ساعت: 3:34
من ارشان روز 17 آبان 1390 ساعت 12:20در حالیکه تهران برفی بود به این دنیا پا گذاشتم بابام استاد دانشگاه و مامانم کارمند شرکت خصوصی بود که البته بعد از تولد من خودش را باز خرید کرد تا تمام وقتش در کنارم باشه. بابا و مامان دوست دارند من افتخار خودشون و همه مردم بشم منم تلاشم را انجام میدم تا به یاری خد...
سفر به دماوند- شهر ییلاقی آبسرد
-
تاریخ: 1395/9/12 ساعت: 20:39
اواخر شهریور به پیشنهاد بابایی برای تغییر آب و هوا سفر کوتاهی به شهر دماوند و آبسرد داشتیم. دماوند خیلی به تهران نزدیکه ولی برعکس تهران، آب و هوای بسیار تمیز و خوبی داره. درب و پنجره را که باز می گذاشتیم دیگه نیازی به کولر نبود با خودم فکر میکردم که چقدر داشتن خونه ویلایی خوبه. بچه توی حیاط بازی کنه...
سفر به بوشهر- مهر ماه 95- دهه محرم
-
تاریخ: 1395/9/12 ساعت: 20:39
سلام به ارشان و دوستان عزیز تعطیلات محرم به پیشنهاد بابایی سفری ده روزه به بوشهر داشتیم. چون احتمالا عید 96 بدلیل دنیا اومدن نی نی مون دیگه نمیتونیم مثل هر سال به بوشهر بریم، تصمیم گرفتیم مهر ماه سفری به زادگاه بابایی داشته باشیم. بابایی اهواز بودند. قرار شد من و ارشان و عزیز پری با هواپیما به بوشهر...
پاییز 95- لواسان
-
تاریخ: 1395/9/12 ساعت: 20:39
پسرکم یکروز جمعه برای تفریح تصمیم داشتیم به دریاچه خلیج فارس تهران برویم تا هم دوچرخه سواری کنی و هم از شهر بازی و پارک دریاچه برای بازی استفاده کنی اما وقتی بیرون اومدیم و آلودگی هوای تهران را دیدیم خیلی نگران شدیم که توی این هوا بیمار نشی. نزدیک دریاچه که غرب تهرانه آلودگی بیشتر از جاهای دیگه قابل...